تولدیکی یه دونه مامان
عزیزترینم فرزندم من مادرت هستم...... من باعشق بااختیاربااگاهی تمام پذیرفته ام که مادرت باشم تابدانم خالقم چگونه مخلوقش رادوست میداردهدایت میکندودربرابرخواسته های تمام نشدنی اش لبخندمیزندودر اغوشش میگیرد من یک مادرم هیچ کس مرامجبوربه مادری نکرد.... من به اختیارمادرشدم تابدانم معنی بی خوابی های شبانه راتابیاموزم پنهان کردن درد راپشت همه حجم سکوتی که گاه ازخودگذشتگی نامیده میشود.... تابدانم حجم یک لبخندکودکانه ات میتواندمعجزه زندگی دوباره ام باشد... من نه بهشت میخواهم نه اسمان ونه زمین..... بهشت من زمین من وزندگیم نفسهای ارام کودکی توست که دراغوشم رویای پروانه ارزوهایت رامیبینی.... من مادرم همانی که خالقم ذره ای ازعظم...
نویسنده :
مامی
12:49









